با وجود اين نميدونم چرا نميتونم با هيچكدوم از وبلاگنويسهاي محترم كه براي خيليهاشون هم پيغام گذاشتم و خيليهاشون رو هم تقريباً ميشناسم (اگرچه اونها منرو نميشناسند) ارتباط برقرار كنم و با وجود اينكه گفتم براي خيليهاشون پيغام گذاشتم احساس ميكنم پيغامهام خيلي مصنوعي و بدون روح هست.
نمي دونم، واقعاً نميدونم چرا نميتونم با آدمهاي دوروبرم ارتباط برقرار كنم و چون در محيط اطرافم با درهاي بسته مواجه شدم به وبلاگها پناه آوردم كه متأسفانه اينجا هم هيچگونه ارتباطي نتونستم با بقيه برقرار كنم.
نميدونم، شايد صحبت نتوانستن نيست و نخواستن درستتر باشه.
چرا نميخوام با ديگران ارتباط برقرار كنم، چرا؟؟؟؟؟؟
نميدونم، شايد جواب اين چرا طوماري بشه، طوماري كه خوندنش در حوصله ديگران نباشه. اشكال نداره، از اين قضيه هم گذشتيم به هزاران دليل (منظورم ارتباط برقرار كردن با ديگرانه) و اين وبلاگ رو فقط براي تنهاييهاي خودم نگه ميدارم و نه هيچ چيز ديگر.
البته اگر بتونم حرفهاي تنهاييهامو بنويسم، چون اصولاً خيلي سخت ميتونم حرف دلم رو به زبونم بيارم چه برسه به اينكه بنويسم.

و اگر حرفهاي تنهاييهام توي دلم موند ...........................